زیباترین دنیای فردا

| | Comments (5)

shaali1.jpg

 - شماره پنجم، 22 خرداد 1387 -

پابرهنه ها در برف  ایستاده اند . کفش پوشیده ها از کنارشان می گذرند و نگاه شان نمی کنند،  گاهی هم که می بینند به روی خود نمی آورند . اما  گاهی ، گاهی ندرتا کسانی از کفش پوش ها باز می ایستند ، کفش از پای درآورده و آن را تقدیم به یک پابرهنه می کنند. گاهی دوربینی از میان شاخ و برگ درختان یخ زده از آنها فیلم می گیرد و آن ها کاملا مراقبند که تصویرشان موقع درآوردن کفش کاملا واضح باشد. گاهی می دانند که سر خیابان کسی منتظر است و به آنها کفش ها نو می دهد و گاهی ... هیچ کدام از این ها نیست. کفش را می دهند که کفش را داده باشند و در برف ها به راه شان ادامه می دهند. به زودی پاهای شان از سرما کرخت می شود. خیلی های شان را دیده ام که تا ابد فلج شده اند. تازگی ها می گویند هرکه کفش خویش را به پابرهنه ای بدهد منظور بدی دارد، یعنی خرابکار است، می خواهد بر علیه امنیت ملی اقدام کند ...


من هم به پابرهنه ها نگاه می کنم، به آنها فکر می کنم، نه برای دلسوزی؛ که برای چاره اندیشی. اما کفش هایم را در نمی آورم. نمی خواهم پاهایم قطع شود، آقای عزیز و پسرک بیش از آن پابرهنه ها به من نیاز دارند . کفش های من تا مدتی آن ها را گرم می کند، اما بعد از آن، وقتی کفش سوراخ شد، دوباره آن ها می مانند و پابرهنگی و  ما و دلسوختگی و پاهای قطع شده .

من کفش هایم را در نمی آورم، اما دوست دارم به آن ها بیاموزم چطور بکوشند و کفش خود را داشته باشند . اینگونه دیگر هرگز پابرهنه نمی مانند ، حتی اگر دستی به زور پابرهنه شان کند، خیلی سریع کفش جدیدی را جایگزین خواهند کرد.


امروز 22 خ.ر.د.ا.د است، چهارمین سالگرد آن 22 خ.ر.د.ا.د.ی که دوستان من پابرهنه در برف ایستادند و کفش های شان را به پابرهنه ها تعارف کردند ، کتک خوردند ، زندانی شدند ولی هنوز پابرهنه و کفش به دست در میان برف ها ایستاده اند. خیلی تلخ است که امروز حتی خود پابرهنه ها هم به آنها سنگ می زنند .


کاری ندارم که من روش آن ها را دنبال نمی کنم و کاری ندارم که انگیزه تک تک آنها از مبارزاتشان چیست، پابرهنه بودن در سرما، با پاهای کرخت شده در برف، زیر باران سنگ و کلوخ، همتی می خواهد، چیزی در حد قهرمان بودن.

 دلم می خواهد امروز برای آن ها بایستم، برای شان دست بزنم و بغضم را قورت بدهم ... همین .

 


سرود را بشنوید و اگر دست داشتید شما هم بایستید ... یا دست بزنید ...یا ... 
campaign.mp3 



----------------------------------------

تصویر: زنان شالی کار گیلانی - فقط تصور کنید تمام روز را دولا بودن، دست ها در آب، پاها تا زانو در آب، و زالوهایی که از پاها بالا می روند ... معمولا در میانسالی شبیه پیرزن ها هستند و دیگر هرگز کمرشان صاف نمی شود ... 

 

5 Comments

برخی کفش ندارند. برخی دارند و نمی پوشند. برخی دارند و به خاطر آنها که نمی پوشند یا ندارند، یا نمی پوشند و یا از پا در می آورند! حکایتی است!...

22 خرداد، روز همبستگی زنان ایران مبارک !

وقتی گفتی من هرجاکه بشه مینویسم یاد فیلم "قلم پرها" افتادم...
جالبه که در کامنتی که برای حجم نگاه گذاشتم نوشتم که کرم نوشتن توی وجود من افتاده و خیلی ساله که مینویسم .بعد اومدم دیدم تو هم همینو نوشتی ! خیلی چالب بود برام.

من همون قبلیم یادم رفت مشخصاتم رو بذازم دوباره اومدم.
راستی نگاهت رو دوست دارم...

سرود بی نظیر بود

Leave a comment