بار دیگر شهری که دوست می داشتم
۲۰ خرداد ۱۳۸۸

- شماره ۱۷، بهار ۱۳۸۸ -
جوگیر نشدهام، از کسی انتظار معجزه ندارم، فراموشکار نیستم، طرفدار دو آتشه کاندیدایی هم نیستم، اما دارم میروم میدان انقلاب تا یک بار دیگر (بعد از زنجیره سبز) رنگ امید و شور زندگی را در صورت هموطنانم تماشا کنم. چیزی که سی سال بود جایاش را به چیز کریهی داده بود…
تصویر: حوالی میدان ولیعصر
قرار گرفته در فضولی با طعم زهرمار |
۱۱ پاسخ به “بار دیگر شهری که دوست می داشتم”
پاسخی بنویسید
بله. چهره های ماندگاری که هرگز فراموش نمیشن!
به خشایار : بلکه هم !
chizi ke be khateresh ehsase khoobi daram ine ke mardome asabio bad akhlaghe ma in rooza baham kheili mehraboono hamdel shodan, hameye kesaii ke alamate sabz daran beham labkhand mizanano beham dast tekoon midan:)
ye zamani bood ke dashtam az mardome iran motennafer mishodam va doost dashtam homeless o bi vatan basham…
jalebe !
آنقدر مایوس و سرخورده و خسته بودم، و آنقدر دوره ی هشت ساله ی ریاست جمهوری تکرار شده بود، که فکرش را هم نمی کردم رای بدهم. (برعکس همیشه) اما موج سبز من را هم گرفت، و شدم مبلغ موسوی. می دانید چند تا رای برایش جمع کردم؟ البته نه به اعتبار خودش، که اعتمادی بهش ندارم، به اعتبار آن همه نویسنده و انجمن و هنرمند و طراح و نشریه و گالری و… که بی پرده موضعشان را به قول خودشان سبز اعلام کردند.
مناظره ها حالم را دگرگون کرد. نمی دانم توی این بازی چه کاره ام. نمی دانم کی راست می گوید و کی دروغ. نمی دانم حرف کی را باور کنم. توی عمرم اینقدر متشنج نبوده ام. واقعاً عصبی و به هم ریخته ام. امشب موضعم مشخص شد: رای نمی دهم.
اما با آشوب دلم، و عذاب وجدان، و شک و تردیدم چه کنم؟
کی راست می گوید؟
میشه من از نوشته ت تقلب بکنم ؟؟ من گاهی متعجبم می مونم چیزی که من می خواستم بگم رو تو زودتر میگی … من قول می دم لینک هم بدم … قول شرف … زودتر بهم اجازه بده لطفا …
سلام
من سالهاست می دونم سیاست پدر و مادر نداره .
وقتی دبیرستان بودم معلمی داشتیم بسیار فهیم و دانا .تلریخ جغرافی درس می داد.
اون به ما در سالهای خیلی دور گفت که سیاست و عزل و انتصاب و بودن و نبودن ها
دست کیه و من حالا فقط دارم با امواج مردم حرکت می کنم نه اراده خودم.
جمعه چه خواهد شد ؟؟؟!!! دلشوره میلیونها ایرانی ست.
به پروانه جان :
آره عزیزم… هرکار دوست داری بکن، با لینک و بی لینک!
جو گیر نمی شویم
اما گهگاه عطش صداقت
مجال مان نمید هد
Hey, nice post, really well written. You should write more about this. I’ll certainly be subscribing.
وطن پرنده پر در خون
وطن ترانه زندانی
وطن قصیده ویرانی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.