جیک جیکی جدید

شماره ۳۴، تابستان ۱۳۸۸
مــــــــامان چه باورش بشود و چه باورش نشود، موجودی که روزگاری عضوی از بدنش بود، به دنیا می آید، دندان در میآورد، راه رفتن و حرف زدن یاد میگیرد، قد میکشد، فکر میکند، برای خودش شخصیت پیدا میکند و کم کم میشود یک آدم جدید؛ نه صرفا پسر خانم فلانی وآقای فلانی، میشود خودش!
این خود جدید باید کم کم با آدمها ، در جزیره آدمها زندگی کردن را یاد بگیرد، خودش قدم بردارد، دلاش به حمایت خانواده خوش باشد، اما دیگر انتظار “بغل” شدن نداشته باشد.
مامان میتواند راه رفتن، زمین خوردن و زمین خوردن او را تماشا کند، ناخنهایاش را بجود، دعا بخواند، یواشکی فوت کند و گاهی آرزو کند کاش میتوانست دوباره او را قورت بدهد و در دلاش ، دور از همه بدیها و زشتیها و خطرات، ایمن و آرام حفاظتاش کند … اما این رسم بزرگ شدن نیست.
مامان نگاه میکند و ای کاش بتواند همیشه به این موجود کوچولوی سابق افتخار کند، که این، یعنی ماموریتاش را درست انجام داده است.
این وبلاگ جوجه کوچولویی است که دارد به تنهایی پرواز کردن را میآموزد. بیتردید از داشتن خواننده و نظرات خوانندگان خیلی تشویق خواهد شد.
قرار گرفته در پسرک |
۱۳ پاسخ به “جیک جیکی جدید”
پاسخی بنویسید
بس شک اگه می خونیمش به خاطر این نخواهد بود که داشتن خواننته تشویقش خواهد کرد بلکه به خاطر این می خوانیمش که دلمون می خواد دنیا رو از دریچه ی چشم یک جوجه نگاه کنیم.. دنیای قشنگی باید باشد…
————————————-
چه لذتی داره برای پسرک کامنت نوشتن
آدم دیوونه نیست که رو کسی که خودش واسه خودش اسم می ذاره اسم بذاره روزنامه جان!!!
کجایی بابا!!! پس کی دعوتمون می کنی به صرف قهوه و سیگار؟
——————————–
قهوه و سیگار تا اطلاع ثانوی تعطیل شد، فعلا شیر و شکر سرو می کنیم !
جدای از وبلاگ جوجه بیا همین نگاه یک والد به فرزندش را به نگاه یک رهبر به افکار عمومی کشورش تعمیم بدهیم. چه نتیجهای میگیریم؟
مرد مختصر.
——————————————–
تعمیم پذیر نیست، چون اصلا از یک جنس نیست. مصلحت جویی کجا و عشق ورزی کجا ؟!
به به ! چه خوب
—————————–
موفق باشه.
حالا بشین و نگاه کن و کیف کن
—————————–
۱/در مورد پست قبل به پسرک بگو باید پتوشو جمع کنه تا برای زندگی دسته جمعی اماده شه
بگو به آقای توی سرش بگه من یکی از هم اتاقیامو چون پتوشو صبح به صبح جمع نمی کرد از اتاق با لگد انداختم بیرون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بگو بش بگه تو دو وجب و نصفی فضای اتاق اگه بخواد اقیانوسو جا بده که همه خفه می شن!
۲/دیشب با این پستت بغض کردم برات میل می زنم خیلی زود….
با احترام:مینای کولی
——————————
می بینی چه سخته مادریت ؟ آدم می مونه مصالح فرد رو در نظر بگیره یا اجتماع !
جواب ای میلت رو دادم …
با احترام
:”حیف بچه به اون خوبی بودی!”
خطاب به من از طرف مادرم بعد از هر بار گندکاری!
—————————–
باید دید ته دلشون چی می گذره … !
sلام
به سلامتی وب جدید پسرک هم افتتاح شد.به شما هم تبریک با بت زحمات.
*جیک جیک پرنده ها بر بالای درختان
مرا به یاد آزادی می ا ندا زد*
———————————
زحمات خودشه، مرسی
مبارک است.به امید بلند پروازی های آینده شان.
——————————
WOW… بیتا جان حالا تماشا کن ولذت ببر از بالندگی اون پسر کوچولویی که یه روز تو آغوشت گریه هاشوآروم میکردی…هنوز خیلی از این شعف وشادیها ولذتهارو نصیبت میکنه…کجاشو دیدی….
————————————
واقعا … حالا خیلی مونده که به پسرهای آقای درس خون تو برسه وستا جان…
من خیلی خوشحال شدم از اینکه برای پسرک وبلاگ درست کردید. آفرین به شما . برام یه خورده سخته پیام گذشتن برایش. ولی یه تمرین خوبی میشه برای من که چطور با بچه هفت ساله صحبت کنم. اگه جایی اشتباه کردم لطفا راهنمایی کنید.
————————————-
مطمئن باشید با بیشترپسربچه های هفت ساله، می تونید به همون راحتی که با همکارتون صحبت می کنید، حرف بزنید . نگران نباشید!
نمی نویسی؟
با احترام:مینای کولی