waka waka*

۲۱ تیر ۱۳۸۹

rooznameh11

 شماره­ی یازدهم – تابستان ۱۳۸۹    

 در این روز گرم  که حتی دولت مهرپرور هم برای رفاه حال ما مهرپروردگان تعطیلی اعلام کرده،  نشسته­ام اینجا و به ناچار کارهای بی­نمکی می­کنم که نه برای کسی آب دارد و نه برای خودم نان، که اگر این کار بی­نمک، به جلسه­ی بی­نمک هفته­ی بعد نرسد، امید به نان­های آتی را هم در این سال مضاعف اندر مضاعف از دست خواهیم داد !

چون دیشب کانال­های مهرورز مراسم اختتامیه فیفا ۲۰۱۰ را پاره پوره نشان دادند، و مهرورزانه ماهواره­مان هم قطع بود، ضمن انجام کار بی­نمک، دارم دنبال تماشای مفتی مراسم می­گردم، اما چون مهربان فیل – تر بر ما سوار است، فقط موفق می­شوم چند تا عکس ببینم…

همینطور که عکس تماشا می­کنم با خودم فکر می­کنم یک وقتی آدم استعداد خاصی در کار خاصی دارد و دنبال کردن آن کار در بزرگی می­شود شغلش، زندگی­اش. یک وقت آدم آن استعداد را فقط در آن کار خاص دارد، یک وقت نه؛ هزار ماشالا هزار تا استعداد دارد، یکی هم آن کار خاص. پس انتخاب می­کند که آن کار خاص را دنبال کند. یک وقت استعداد هست، قدرت انتخاب نیست. یک وقت استعداد و قدرت انتخاب هم هست، آدم حواسش نیست !

خلاصه که آدم موجود پیچیده­ای است!

بعد فکر می­کنم وجود امثال من که استعدادهای­شان را با پارو دور می­ریزند و می­نشینند در گرما کار بی­نمک می­کنند مفیدتر است یا امثال این خانم که شادمانی را به میلیون­ها نفر هدیه می­کند؟

 

 

 * به افریقایی یعنی : یالا یالا

 


۱۰ پاسخ به “waka waka*”

  1. وستا on تیر ۲۱, ۱۳۸۹ ۴:۱۰ ب.ظ

    گستره و محدوده این مفید بودنه که آدمها این موجودات پیچیده رو، از هم متمایز میکنه…..

    ————————-
    درسته :)

  2. گاه نویس on تیر ۲۲, ۱۳۸۹ ۱۰:۲۸ ق.ظ

    البته همانگونه که نمک زیاد برای سلامتی زیان دارد، استعداد زیادی هم همین گونه است!

    ———————————-
    برای کسی که فشار خونش پایینه نه، فایده هم داره ! دکتر بهم گفت …

  3. محمد on تیر ۲۲, ۱۳۸۹ ۴:۳۲ ب.ظ

    از قدیم گفتن هرکسی کار خودش بار خودش . . . . اتفاقا دیروز داشتم کتابی می خوندم به اسم چهار میثاق، و در قسمت مقدمه اون این جمله منو خیلی به فکر فرو برد: هر کسی در این دنیا برای انجام نقش و وظیفه ایی خاص بدنیا آمده است.

    ———————————-
    بعضی ها هم کثیر النقشن … همونطور که بعضی ها از اول سیاهی لشگرن بندگان خدا …

  4. پریسا on تیر ۲۳, ۱۳۸۹ ۵:۳۸ ب.ظ

    آیا به غاز بودن مرغ همسایه اعتقاد داری؟ اصلا آیا مرغ بهتره یا غاز؟
    البته هیچ وقت هم برای دنبال استعدادها رفتن دیر نیست، شاید گاهی سخت باشه، اما ناممکن نیست!

    —————————————-
    همسایه های ما سگ و گربه دارن، نه ماکیان . پس نظری ندارم.
    در مقام یک خورنده، مرغ رو ترجیح می دم.
    بله… حتی غیر ممکن هم ممکنه، کشف استعدادهای من که دیگه کار نداره!

  5. آلی-شهلا on تیر ۲۴, ۱۳۸۹ ۱:۰۱ ق.ظ

    من که استعدادهامو کسی نتونست اونطور که باید شناسایی کنه
    حالا خودم دارم میشناسم و افسوس که دیر شده ..

    ———————————–
    نه بابا … خیلی هم زوده :)

  6. مهسا on تیر ۲۵, ۱۳۸۹ ۷:۴۰ ب.ظ

    اون مفیده شما مفیدتری..هیچ وقت واسه درک استعداد دیر نیست.

    ———————————–
    چرا دیر شده … دیگه هالیوود راهم نمی دن :(

  7. نجمه on تیر ۲۶, ۱۳۸۹ ۶:۵۶ ب.ظ

    نمی شه هیچکی رو با کسی مقایسه کرد ورگنه من باس الان بگم :پس من چی؟

    ————————–
    تو چی ؟ تو سانتی مانتال !

  8. مامان ارشک on تیر ۲۷, ۱۳۸۹ ۹:۵۹ ق.ظ

    جوانتر که بودم فکر می کردم استعدادهای خاصی دارم. اما متاسفانه الان احساس می کنم اشتباه می کردم. شاید هم به قول شما همه را دور ریختم.

    ——————————-
    پس تا دیر نشده بدو … شاید اون هایی که دور ریختی رو بشه هنوز نزدیک آورد …

  9. پسرک on تیر ۲۷, ۱۳۸۹ ۱:۱۴ ب.ظ

    بگم بگم بگم اسم اسم اسم آن آن آن دو دو دو بازیکن بازیکن بازیکن چیه ؟ پویول و اشنایدر !

    —————————–
    من اگه تو رو خوردم نگی چرا !

  10. روزگار on تیر ۲۷, ۱۳۸۹ ۴:۱۵ ب.ظ

    فقط آه و حسرت …

    به جون خودم همش تقصیر خودمونه . البته در رابطه با خودم که کامل صدق می کنه !
    استعداد و همه چی رو که پتانسیل انجامش رو دارم به نحو مطلوب ازش استفاده نمی کنم ..

    ———————————–
    قسم نخورید، باور می کنم ! حالتون چطوره ؟

بازتاب URI | توزیع دیدگاه ها

پاسخی بنویسید

نام

ایمیل

وبسایت

نظر خود را بیان کنید