waka waka*

شمارهی یازدهم – تابستان ۱۳۸۹
در این روز گرم که حتی دولت مهرپرور هم برای رفاه حال ما مهرپروردگان تعطیلی اعلام کرده، نشستهام اینجا و به ناچار کارهای بینمکی میکنم که نه برای کسی آب دارد و نه برای خودم نان، که اگر این کار بینمک، به جلسهی بینمک هفتهی بعد نرسد، امید به نانهای آتی را هم در این سال مضاعف اندر مضاعف از دست خواهیم داد !
چون دیشب کانالهای مهرورز مراسم اختتامیه فیفا ۲۰۱۰ را پاره پوره نشان دادند، و مهرورزانه ماهوارهمان هم قطع بود، ضمن انجام کار بینمک، دارم دنبال تماشای مفتی مراسم میگردم، اما چون مهربان فیل – تر بر ما سوار است، فقط موفق میشوم چند تا عکس ببینم…
همینطور که عکس تماشا میکنم با خودم فکر میکنم یک وقتی آدم استعداد خاصی در کار خاصی دارد و دنبال کردن آن کار در بزرگی میشود شغلش، زندگیاش. یک وقت آدم آن استعداد را فقط در آن کار خاص دارد، یک وقت نه؛ هزار ماشالا هزار تا استعداد دارد، یکی هم آن کار خاص. پس انتخاب میکند که آن کار خاص را دنبال کند. یک وقت استعداد هست، قدرت انتخاب نیست. یک وقت استعداد و قدرت انتخاب هم هست، آدم حواسش نیست !
خلاصه که آدم موجود پیچیدهای است!
بعد فکر میکنم وجود امثال من که استعدادهایشان را با پارو دور میریزند و مینشینند در گرما کار بینمک میکنند مفیدتر است یا امثال این خانم که شادمانی را به میلیونها نفر هدیه میکند؟
* به افریقایی یعنی : یالا یالا
قرار گرفته در اول شخص مفرد |
۱۰ پاسخ به “waka waka*”
پاسخی بنویسید
گستره و محدوده این مفید بودنه که آدمها این موجودات پیچیده رو، از هم متمایز میکنه…..
————————-
درسته
البته همانگونه که نمک زیاد برای سلامتی زیان دارد، استعداد زیادی هم همین گونه است!
———————————-
برای کسی که فشار خونش پایینه نه، فایده هم داره ! دکتر بهم گفت …
از قدیم گفتن هرکسی کار خودش بار خودش . . . . اتفاقا دیروز داشتم کتابی می خوندم به اسم چهار میثاق، و در قسمت مقدمه اون این جمله منو خیلی به فکر فرو برد: هر کسی در این دنیا برای انجام نقش و وظیفه ایی خاص بدنیا آمده است.
———————————-
بعضی ها هم کثیر النقشن … همونطور که بعضی ها از اول سیاهی لشگرن بندگان خدا …
آیا به غاز بودن مرغ همسایه اعتقاد داری؟ اصلا آیا مرغ بهتره یا غاز؟
البته هیچ وقت هم برای دنبال استعدادها رفتن دیر نیست، شاید گاهی سخت باشه، اما ناممکن نیست!
—————————————-
همسایه های ما سگ و گربه دارن، نه ماکیان . پس نظری ندارم.
در مقام یک خورنده، مرغ رو ترجیح می دم.
بله… حتی غیر ممکن هم ممکنه، کشف استعدادهای من که دیگه کار نداره!
من که استعدادهامو کسی نتونست اونطور که باید شناسایی کنه
حالا خودم دارم میشناسم و افسوس که دیر شده ..
———————————–
نه بابا … خیلی هم زوده
اون مفیده شما مفیدتری..هیچ وقت واسه درک استعداد دیر نیست.
———————————–
چرا دیر شده … دیگه هالیوود راهم نمی دن
نمی شه هیچکی رو با کسی مقایسه کرد ورگنه من باس الان بگم :پس من چی؟
————————–
تو چی ؟ تو سانتی مانتال !
جوانتر که بودم فکر می کردم استعدادهای خاصی دارم. اما متاسفانه الان احساس می کنم اشتباه می کردم. شاید هم به قول شما همه را دور ریختم.
——————————-
پس تا دیر نشده بدو … شاید اون هایی که دور ریختی رو بشه هنوز نزدیک آورد …
بگم بگم بگم اسم اسم اسم آن آن آن دو دو دو بازیکن بازیکن بازیکن چیه ؟ پویول و اشنایدر !
—————————–
من اگه تو رو خوردم نگی چرا !
فقط آه و حسرت …
به جون خودم همش تقصیر خودمونه . البته در رابطه با خودم که کامل صدق می کنه !
استعداد و همه چی رو که پتانسیل انجامش رو دارم به نحو مطلوب ازش استفاده نمی کنم ..
———————————–
قسم نخورید، باور می کنم ! حالتون چطوره ؟