اینک من در جهان سوم …

شماره ۳۰، تابستان ۱۳۸۸
بـاور کردیم که همه تاریخ عدهای با چشمی آنچنان نکبت و شوم به گربه ما نظر داشتهاند که او سکتهای شده است! که موقعیت “گربه هه” به لحاظ ژئوپلیتیک آنچنان حسادت برانگیز بوده و آنقدر از خاکاش زر و گوهر برخاسته که دولت های فخیمه آن سر دنیا دیوانه شده، سراسیمه همه زندگیشان را رها کردهاند، آمدهاند “گربه هه” را بچاپند و بپیچانند. اینجوری شده که دههها میآیند و میروند و گربه ما برای حرکت خرچنگوارش به سوی توسعه، آزادی و آرامش توجیه دارد. در ته ذهن همه ما،یک دایی جان ناپلئون خوابیده که هر پنج دقیقه یکبار تکرار میکند “کار، کار انگلیسیهاست”.
دیروز قسمتی از مجموعه planet earth رو می دیدیم، بهشت را نشان میداد و میگفت این قسمتی از فلان کشور جهان اولی است. بیتردید دروغی دیگر از بنگاه دروغپراکنی بیبیسی بود! اگر آن کشور این همه زیبا و پرنعمت است چرا دست کسی از آستین کسی دیگر در نمیآید و به خاک سیاه نمی نشاندش؟ چرا حماقت بیداد نمیکند ؟ چرا دانشگاههای برتر جهان را دارد؟ چرا شاخص های توسعه یافتگی اش بالا است؟ها؟ اصلا چرا کسی با بلدوزر سر نرسیده خاک و کوه و دشتاش را مثل پنیر کاله نمیبرد و نمیبرد؟ دیدید؟ مونتاژ است!
در ماهواره، یک ایرانی مقیم فرانسه راجع به له شدن یک عده “خودی سابق” در ایران حرف میزد. صدایاش روی نقشه فرانسه پخش میشد، کشور اسپانیا هم در مجاورتش دیده میشد. حواسام به کلمات نبود، چون به گمانم نقشه اشتباه بود، زیادی آب داشت! زیادی موقعیت ژئوپلیتیکاش خوب بود، زیاد سبز و خرم بود. یاد گربه خودمان افتادم. مگر میشود با چنین نقشه حسادت برانگیزی که آنها دارند،کشوری آزاد داشت، همانطور که آنها دارند؟!
این روزها زیاد ایمیل مخملی میآید، عکس جنازه، خون، مشت گره کرده، سرباز وطن فروش، بیانیه، دستورالعمل، فهرست بایدها و نبایدها، انواع افشاگریهای فوتوشاپی و الی آخر. با حوصله نگاهشان میکنم و یادم میافتد سی سال پیش یک روز ، دم در مهدکودکمان مغز جوانی روی تیرچراغ برق پخش شد، کمی بعد از آن انقلابی پیروز شد. شاید پسرم هم سی سال دیگر یادش بیاید روزی در تلویزیون دختری را نشان دادند که صورتاش پر از خون شد. همانطور که مادرم یادش بود وقتی کودک بوده، در خیابان خانهشان انقلابی شده و خون جوانها ریخته شده است.
شاملو میگفت مردم جهان سومی مثل بدن در خواب هستند. یک طرفشان خواب میرود، بیدار میشوند، تکانی میخورند و به پهلوی دیگر میخوابند. از یک خواب به خوابی دیگر …
یک زمانی میگفتند در ایران سانسور هست، تاریخ تحریف میکنند، منابع مطالعاتی نیست. یک جستجویی در اینترنت کنیم، فقط در قسمت تصاویر، قیامهای مختلف ایران، رهبران و نتایج شان را تماشا کنیم، فیلترشکن هم خواستید عرض می کنیم. نگاه کنیم؛ تا فقط بدانیم کجاییم … بدانیم داریم چه کار می کنیم … همین!
قرار گرفته در فضولی با طعم زهرمار | دیدگاه (۸)