این نه شعر است، نه توهم!
۳ آذر ۱۳۸۸

شماره ۴۵، پاییز ۱۳۸۸
در این شهر اشتباهی،
که هیچ چیز سر جایش نیست،
نه خانهها،
نه خیابانها،
نه سیستم فاضلاب،
و نه حتی خط کشی عابر پیاده!
در این شهر اشتباهی،
که مردم عصبانیاند،
و داد میزنند،
مشنگند
و لق لق میخورند،
ملنگند
و دلشان ضعف میرود …
در همین شهر اشتباهی،
وقتی یک زوج عاشق مآب میبینی،
بالای شصت و پنج سال،
دست در دست هم،
با لباس قشنگ مهمانی،
خوشگل و مشگل
کنار خیابان ولیعصر (بالاتر از پارک وی!)،
که در انتظار تاکسی ایستادهاند؛
و بیوقفه لبخند میزنند،
فکر نمیکنی داری اشتباه میبینی ؟
قرار گرفته در کمی دقیق تر | دیدگاه (۱۴)